آوینی شناسی در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی | بخش تکمیلی جلسه سوم
۴ خرداد , ۱۳۹۴
آوینی شناسی در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی | جلسه چهارم | بخش دوم
۴ خرداد , ۱۳۹۴
نمایش همه

آوینی شناسی در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی | جلسه چهارم +‌فایل صوتی

آوینی شناسی در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی | جلسه چهارم | بخش اول

آنچه که روی شبکه جهانی ارتباطات بوسیله تکنولوژی ارتباطات اشاعه پیدا می‌کند و به بشر القاء می‌شود بدون تعارف یک شریعت است که شهید آوینی یک جسارتی بخرج داده و گفته که این الان جایگزین شریعت وحی مؤمنین شده! یعنی در عین حال که همه ما مؤمن به شریعت وحی هستیم، مؤمن به مبانی‌اش هستیم، اما ظاهرا، آنچه که شواهد و قرائن به آن شهادت می‌دهند این است که ما ضرباهنگ زندگی‌ را از شرع مطهر سید المرسلین (ص)، شرع اسلام، اخذ نمی‌کنیم. آنچیزی که تا الان اخذ شده یا دارد اخذ می‌شود از شرع واحد ِ مورد تبعیت در همین دهکده جهانی است. البته شهید آوینی یک گروه را، یک جرگه را، استثناء کرده از مؤمنین به این شریعت و آنها اولیاء الهی هستند. فقط اولیاء الهی را مستثنی کرده و بقیه ابناء بشر در سراسر کره زمین را، ما هم داخل در آنها، جزو مؤمنین این شریعت تلقی کرده که ضرباهنگ زندگی‌شان را از این می‌گیرند…

دریافت فایل صوتی از لینک مستقیم

(حجم: ۹.۵۳ مگابایت – مدت: ۲۳:۴۳ دقیقه)

این جلسه در ۲ مرداد ۹۰ در ادامه بررسی مقاله “تکنولوژی ارتباطات” سید شهیدان اهل قلم در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان آذربایجانشرقی برگزار شده است که بدلیل طولانی بودن مطلب، فایل صوتی و من پیاده شده در چند بخش و بتدریج منتشر می‌شود. مقاله تکنولوژی ارتباطات شهید آوینی را از اینجا دریافت کنید.

بسم الله الرحمن الحیم

…ما بطور خاص سعی کرده‌ایم که مطالب را متمرکز بکنیم روی دیدگاه‌های شهید آوینی در موضع «رسانه». جهت اطلاع دوستانی که جلسه اولشان است، به موضوع «هنر» فعلا تا این جلسه که جلسه چهارم است، نپرداخته‌ایم و علت آن اینست که موضوع «هنر» یک موضوع کاملاً تخصصی است و شهید آوینی هم به «هنر» کاملا بصورت تخصصی پرداخته است. در مقالاتی که ایشان راجع به «هنر» دارد، کلیت «هنر»، روی مصادیق آن اعم از هنرهای زیبا و غیره، پرداخت جداگانه‌ای در مقالاتش دارد مثلا در کتاب «انفطار صورت» به نقاشی و گرافیک انقلاب اسلامی بصورت خیلی تفصیلی و با جزئیات پرداخت کرده ولی در کلیت «هنر»، آراء شهید آوینی خیلی تخصصی است و یک مقدار احتیاج به مطالعه دارد و چون من این مطالعه را ندارم عجالتاً به بحث «هنر» وارد نشده‌ام. یعنی وارد بحثی نشده‌ایم که خودمان هم توش گیر بکنیم و نتوانیم تبیینش بکنیم! بنابراین من بحث «هنر» را موکول می‌کنم به فرصتی که انشاء الله بعد از بحث «رسانه» به آن برسیم اگر عمری بود.

در موضوع «رسانه»، ما چهار مقاله در اختیار دوستان قرار دادیم که عبارت بودند از «تکنولوژی ارتباطات»، «رمان، سینما و تلویزیون»، «انفجار اطلاعات» و یک مصاحبه که این مقاله در واقع یک مصاحبه است تحت عنوان «ویدئو در برابر رستاخیز تاریخی انسان»، یک مصاحبه مطبوعاتی است که با شهید آوینی صورت گرفته و محتوای مطلب دست کمی از یک مقاله ندارد. این چهار تا مقاله را در اختیار دوستان قرار دادیم و تقاضا کردیم که مطالعه بکنید که جلسه سیر مطالعاتی هم داشته باشد. مقاله «انفجار اطلاعات» را چون فیلمش که کار آقای طالب‌زاده است موجود بود در یک جلسه دیدیم، نکاتش را تا جائی که سوادمان می‌رسید صحبت کردیم و از جلسه گذشته شروع کردیم به بررسی مقاله «تکنولوژی ارتباطات». مقاله بسیار مفصلی است و انصافاً خیلی پرملاط است و جزئیاتی در آن هست که می‌شود از هرکدام یک مقاله درست کرد و در حد یک مقاله به آن پرداخت. ولی در همان حد ایجاز که شهید آوینی رعایت کرده و به مطلب پرداخته، حق مطلب را ادا کرده. فرازهایی از این مقاله را جلسه گذشته خواندیم و امروز ادامه‌اش را با کمک این اسلایدهایی که من ساخته‌ام پی می‌گیریم.

قبل از شروع اسلایدها دوباره توجهتان را به این جمله از شهید آوینی که مال یک گفتگو است جلب می‌کنم، خواهش می‌کنم بدقت بخوانید. توضیح نمی‌دهم و فقط مرور می‌کنیم: «اسلام از طریق مباحث نظری و معرفتی و از طریق ساختن انسانهایی تازه و جدید دنیای جدید را تسخیر می‌کند و نه از هیچ طریق دیگر.» یعنی اگر روزی رسید که آن حادثه بزرگ قرار شد در عالم محقق شود، بعد از آن، عالم را انسانهایی خواهند ساخت که از نظر بیس نظری و مباحث معرفتی، انسانهای قدرتمندی هستند؛ امثال شهید آوینی هستند که جهان نو را خواهند ساخت. برای اینکه وقتی جهان قبلی و به تعبیر شهید آوینی «عصر جاهلیت جدید» در هم فرو ریخت و ارکانش از هم پاشید و مبانی‌اش از جمع شد و برچیده شد، آنچیزی که جایگزین خواهد شد مبانی اسلام است، توحید است، این احتیاج به انسانهایی دارد که این مباحث و این مبانی را بلد باشند، تسلط داشته باشند و بتوانند اشاعه بدهند. و جهان را همین مباحث خواهد ساخت. جلسه گذشته گفتیم که هیچ دست کم نگیرید این صحبت‌هایی را که اینجا بر مدار تفکرات شهید آوینی می‌کنیم، خودتان را مسلح بکنید به این مطالب یا حداقل به این نوع فکر کردن. و این دریچه‌ای که شهید آوینی نگاه کرده به جهان و به پیرامون خودش، این نوع نگاه کردن را باید بتوانیم که یاد بگیریم و پیاده بکنیم. دنیای آینده دنیای این مباحث است.

خب، تکرار نمی‌کنیم اسلایدهای قبلی را. خلاصه مطلب در حد یک پاراگراف این است که شهید آوینی می‌گوید آنچیزی که شبکه جهانی ارتباطات موجد و مولدش شده، انتشار «اطلاعات» است. آنچیزی که تحت عنوان تکنولوژی ارتباطات مطرح است، ثمره‌اش انتشار «اطلاعات» است از طریق شبکه جهانی ارتباطات. این شبکه جهانی امروزه کاملترین تجلی‌اش در پیوند اینترنتی است و قبل از اینکه اینترنت اینقدر توسعه پیدا بکند عمدتا بصورت تلویزیونی و مطبوعاتی و رادیویی بوده. شهید آوینی می‌گوید ثمره انتشار اطلاعات از طریق شبکه جهانی ارتباطات، انتشار یک «فرهنگ» است. برای اینکه آنچیزی که تحت عنوان اطلاعات روی این شبکه بدست ما می‌رسد محتوی یک چیز است و آن چیز «فرهنگ» است. منتهی شهید آوینی از این کلمه «فرهنگ» براحتی عبور نمی‌کند و یقه این کلمه را اینجا چسبیده و می‌گوید که این فرهنگ جزو  منشآت یک عقل سطحی است که اسمش را گذاشته «عقل علمی جدید». می‌گوید آنچیزی که در شبکه جهانی ارتباطات از طریق تکنولوژی ارتباطات در سراسر زمین اشاعه پیدا می‌کند و به عموم کسانی که با این شبکه مرتبط هستند و اتصال دارند می‌رسد، یک «فرهنگ واحد» است منشاء گرفته از یک «عقل علمی جدید». شهید آوینی کار را یک مقدار دست بالا گرفته و می‌گوید آنچیزی که حقیقت قضیه است، انتشار یک «شریعت واحد» است یعنی از «فرهنگ واحد» تلقی «شریعت واحد» دارد. چرا؟ چون آن حوزه‌ای که تحت پوشش انتشار این فرهنگ و این داده‌هاست «دهکده جهانی» نامگذاری شده  – توسط مارشال مک لوهان – و البته شهید آوینی می‌گوید این یک تعبیر اغراق آمیز است چون تعبیر به «شهر» نشده، تعبیر به «کشور» نشده؛ گفته شده «دهکده» چون در یک دهکده فضا آنقدر کوچک است یا آنقدر کوچک شده است که همه همدیگر را در آن می‌شناسند، همه از حال و روز هم خبر دارند، همه چیز در آن بسرعت بین همه منتشر می‌شود. می‌گوید وقتی جهان تبدیل شده باشد به یک «دهکده»، آنچیزی که در این دهکده تحت عنوان «فرهنگ واحد» اشاعه پیدا می‌کند، یک «شریعت واحد» است. این دهکده مجبور است که از یک فرهنگ واحد یا شریعت واحد تبعیت بکند و چون ضرباهنگ زندگی این دهکده در همه شئونات از این فرهنگ واحد گرفته می‌شود؛ در تربیت فرزند، در زبان، در فرهنگ، در نوشتن، در گفتار، در فیلمسازی، در همه چیز و در همه شئونات، شهید آوینی می‌گوید این را می‌شود گفت که یک «شریعت واحد» است. شریعت چیست؟ شریعت آنچیزی است که ضرباهنگ زندگی از آن گرفته می‌شود. شریعت مجموعه‌ای است از اوامر و نواهی و اعتقادات. آنچیزی که روی شبکه جهانی ارتباطات توسط تکنولوژی ارتباطات اشاعه پیدا می‌کند و به بشر القاء می‌شود بدون تعارف یک «شریعت» است که شهید آوینی یک جسارتی هم بخرج داده و گفته که این الان جایگزین شریعت وحی مؤمنین شده! یعنی در عین حالیکه همه ما مؤمن به شریعت وحی هستیم، مؤمن به مبانی‌اش هستیم، ضرباهنگ زندگی‌مان ظاهرا را، طبق آنچیزی که شواهد و قرائن به آن شهادت می‌دهند ما ضرباهنگ زندگی‌ را از شرع مطهر سید المرسلین (ص)، شرع اسلام، اخذ نمی‌کنیم. آنچیزی که تا الان اخذ شده یا دارد اخذ می‌شود از شرع واحد مورد تبعیت در همین دهکده جهانی است. البته شهید آوینی یک گروه را، یک جرگه را استثناء کرده از مؤمنین به این شریعت آنهم اولیاء الهی هستند. فقط اولیاء الهی را مستثنی کرده و بقیه ابناء بشر در سراسر کره زمین را، ما هم داخل در آنها، جزو مؤمنین این شریعت تلقی کرده که ضرباهنگ زندگی‌شان را از این می‌گیرند.

این مقاله  اساسش بر یک جمله استوار است که من این جمله را در ابتدای این اسلایدها آورده‌ام و یکبار دیگر به آن رجوع می‌کنم تا این یادآوری بشود و برگردیم به بحث: «تکنولوژی ارتباطات اکنون کره زمین را به یک دهکده بزرگ تبدیل کرده است.»  شهید آوینی می‌گوید این جمله‌ای است که لقلقه زبانها شده ولی عمده کسانی که این جمله را تکرار می‌کنند از تبعاتی که این جمله در پی دارد، بی اطلاع هستند. این جمله را لقلقه زبان کردن  تبعاتی دارد که جز کسانی که مصادر اولیه صدور این جمله بوده‌اند، یعنی کسانی که این جمله را در اول گفته‌اند، خود کسانی که تکنولوژی ارتباطات را بوجود آورده‌اند، بغیر از آنها بقیه کسانی که این جمله را می‌گویند و با یقین و با ایمان به این جمله تکرارش می‌کنند، یعنی طوری می‌گویند که انگار دارند تقدیسش می‌کنند و به حقانیتش شهادت می‌دهند، انگار که می‌گویند آقا چه نشسته‌ای که عصر ارتباطات است! ول کن بابا! خوابیدی مگر تو؟ خبر نداری؟ عصر ارتباطات است! خیلی می‌شنویم امثال این جمله را. این دیگر جزو یقینیات و مشهورات و مقبولات به نوعی می‌شود گفت روشنفکری ماها شده بخصوص بین تیپ ما، تیپ جوان، این جزو یقینیات ماست. تا می‌خواهی یک مقدار از این محدوده و باور به این قضیه خارج بشوی می‌گویند آقا مگر تو خوابی؟ قرن ۲۱ است الان، عصر ارتباطات است، ول کن آقا! هزار و چهارصد سال پیش بود…!! این را خیلی می‌شنویم بخصوص توی محیط‌های دانشگاهی که این هم نکته‌ای است که چرا در محیطهای دانشگاهی؟ این را هم ما ریشه یابی کرده‌ایم و انشاء الله اگر فرصتی بود یکروز به این قضیه «دانشگاه اسلامی» می‌پردازیم. عموم ابناء بشر که از طریق شبکه جهانی ارتباطات به هم متصل هستند مُقر به حقیقت و حقانیت این جمله هستند که «تکنولوژی ارتباطات اکنون کره زمین را به یک دهکده بزرگ تبدیل کرده است.»  گویا که این جزو آیات منزل است یا چیزی است که باید تقدیس شود که الحمدلله الان تکنولوژی ارتباطات دنیا را بهم متصل کرده و دنیا شده یک دهکده جهانی؛ چه نشسته‌ای؟! پذیرفتن این جمله یا این تفکر تبعاتی دارد. به تعدادی از این تبعات در جلسه گذشته پرداختیم و یک تعداد را هم این جلسه بررسی می‌کنیم:

«محتوای ارتباطات در این دهکده‌ جهانی «اطلاعات» است، اطلاعاتی منشأ گرفته از فرهنگ مسلط جهانی که فرهنگ تمدن اروپایی است و نظام ارزشی ملازم با آن». به این کلید واژه‌ها دقت کنید؛ «فرهنگ مسلط جهانی». این چیزی که تحت عنوان اطلاعات از طریق شبکه جهانی  ارتباطات اشاعه پیدا می‌کند این ملازم با یک نظام ارزشی است. مثلا «آزادی» که یکی از ارزشهای جهان کنونی است – liberty – البته «آزادی» نه به معنای حُریتی که در تفکر الهی و اسلامی داریم. آزادی یکی از ارزشهاست به این معنی که انسان آزاد است و حقش را باید به او بدهی. ارزشهای دیگر؛ حقوق بشر، جامعه مدنی، حقوق زنان، حقوق همجنسگرایان، حق رأی و الی آخر هم همینطور. این آن نظام ارزشی است که فرهنگ مسلط جهانی بر اساس آن و در واقع بر اساس این مبانی منتشر می‌شود. یعنی فکر نکنید وقتی نشسته‌اید پای اینترنت و صفحاتی را مرور می‌کنید، فقط یکسری داده و اینفورمیشن هستند اینها. آنچیزی که پنهان است و بقول شهید آوینی این روح خبیثی که دمیده شده در وسایل ارتباط جمعی، این روح خبیث نامرئی و ناپیداست. شما وقتی مواجهه پیدا می‌کنید با این اطلاعات یا اینفورمیشنی که روی شبکه جهانی ارتباطات است، چه از طریق ماهواره و چه از طریق اینترنت، شما در معرض تحویل گرفتن یک نظام ارزشی هستید، در معرض قبول یا ردش هستید. و کل این مقاله هشدار شهید آوینی نسبت به این قضیه است.

«شبکه‌ جهانی ارتباطات، در طول دهها سال، فرهنگ واحدی را که بر همین شبه تفکر علمی مبتنی است در سراسر زمین اشاعه داده است و اکنون اعتبارات عقلی ـ و یا بهتر بگوییم اعتبارات وهمی یا شبه‌عقلی ـ عموم انسان‌هایی که با رسانه‌های گروهی در سراسر جهان ارتباط دارند به چیزی جز احکام پوزیتیویستی و کفرآمیز تمدن جدید حکم نمی‌کند.»

شبه تفکر را در واقع شهید آوینی تفکری محسوب کرده که اساسش همان عقل علمی جدید است. می‌دانید که «تفکر» یک کلمه قرآنی است و در قرآن بارها از اهل تفکر یاد شده؛ آیا تفکر نمی‌کنید؟ این مثال را می‌زنیم، لعلهم یتفکرون و امثال اینها. این یک لفظ قرآنی است ولی آن چیزی که تحت عنوان تفکر در چهارچوب عقل متعارف روز که همه جا می‌یینیدش، در بین دانشگاهی‌ها، بین کارشناسان روانشناسی، جامعه شناسی، اینهایی که می‌آیند در برنامه‌های تلویزیونی صحبت می‌کنند، تفکر اینها آن تفکری است که در چهارچوب غربی تعریف شده و غیر از تفکر قرآنی است. تفکر قرآنی یک حرکت است، تخیل نیست. تفکر، خودش بابی است. فرد مسلمان، در حال تفکر در حال حرکت است. و این تفکر، انسان مسلمان را نائل به حقیقت می‌کند، به چیزهایی نائل می‌کند. یعنی ثمره یک ساعت تفکر نائل شدن به «چیزهایی» است. نه اینکه توی این شبه تفکر علمی شما به یکسری «توهمات» برسید؛ به توهماتی که عجیب است که مورد پذیرش دنیاست و جزو یقینیات دنیا شده. علت اینکه گفته‌اند یکساعت تفکر از هفتاد سال عبادت برتر است، هفتاد سال عبادت چیز کمی نیست… روزی فقط هفده رکعت نماز واجبش را اگر بخواهید حساب کنید، مقوله‌ای است برای خودش – فقط در امر نماز، حالا بقیه  مسائل یا مصادیق عبودیت یا عبادت را استثناء بکنیم – خودش مسئله‌ای است. هفتاد سال عبادت، برای خودش مسئله‌ای است – چطور است که یکساعت تفکر از این هفتاد سال عبادت بالاتر است. این به این معناست که ای بسا شما در یک ساعت تفکر به حقیقتی نائل شوید که آن هفتاد سال عبادت شما را به آن حقیقت نائل نکرده باشد. ممکن است کسی بعد از هفتاد سال عبادت هنوز به «لا اله الا الله» نائل نشده باشد؛ هزار تا بت در ذهن خودش داشته باشد غیر از الله ولی ممکن است کسی، انسان متفکر مسلمانی، موحدی، مؤمنی، بعد از یکساعت تفکر در «لا اله الا الله» به چیزی نائل شده باشد. لااقل به این نائل شده باشد که این زندگی باطلی را که بر اساس هزار تا بت بنا کرده این را در هم بریزد و بگذارد کنار. خب این توفیق بزرگی است و به حقیقت بزرگی نائل شده. اما ممکن است بعد از هفتاد سال عبادت موفق به این امر نشده باشد. کما اینکه نمونه‌هایش را داریم؛ پیرمردهای هفتاد ساله‌ای که شصت بار هم حج رفته‌اند ولی هنوز بر مدار همان بت‌ها طواف می‌کنند؛ «اف لکم و لما تعبدون من دون الله»، این حرف ابراهیم (ع) است. تفکر ناب اسلامی «اف لکم» می‌گوید به «لما تعبدون من دون الله» در صورتی که تفکر مبتنی بر عقل علمی جدید اصلا دعوت می‌کند به «لما تعبدون من دون الله». نتیجه و برکت و ثمره‌اش این است.

این جمله را دوباره بخوانیم؛ ناقص ماند… «شبکه‌ جهانی ارتباطات، در طول دهها سال، فرهنگ واحدی را که بر همین شبه تفکر علمی مبتنی است در سراسر زمین اشاعه داده است و اکنون اعتبارات عقلی ـ و یا بهتر بگوییم اعتبارات وهمی… [این یقین شهید آوینی پرستیدنی است! توهمات تلقی کرده اینها را] یا شبه ‌عقلی ـ  عموم انسان‌هایی که با رسانه‌های گروهی در سراسر جهان ارتباط دارند به چیزی جز احکام پوزیتیویستی و کفرآمیز تمدن جدید حکم نمی‌کند.»  عموم انسانهایی که نشسته‌اند پای شبکه جهانی ارتباطات، چهارچوب عقلی و فکری‌شان جز به احکام پوزیتیویستی و کفرآمیز تمدن جدید حکم نمی‌کند. کسی می‌داند «پوزیتیویسم» یعنی چه؟ [توضیح یکی از حضار] …بله، ترجمه شده به «اثبات گرایی» یا «مثبت گرایی» منظور؛ اثبات همه چیز بر اساس یافته‌های دانش تجربی است و بر این اساس پوزیتیویست‌ها احکام ما بعد الطبیعه یا ماوراء الطبیعه یا آن چیزی که در تفکر اسلامی تحت عنوان عالم «مثال»، عالم «برزخ»، عالم «بعد از موت»، قبر و قیامت و این مسائل مطرح است، اینها را رد می‌کنند. چرا؟ چون از طریق دانش تجربی قابل دستیابی و ارزیابی نیستند و بنابراین قابل رد هستند.

بسیاری از صاحبان فکر اسلامی بویژه در دانشگاهها، این جمله را شهید آوینی می‌گوید، ما از خودمان نمی‌گوئیم، ایشان می‌گوید: «غالب فارغ التحصیلان دانشگاهی ما پوزیتیویست هستند.» یعنی وقتی از دانشگاه می‌آید بیرون، یک «پوزیتیویست» است. نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد، بچه مسلمان است و نمی‌گوید من کافر شده‌ام ولی چهارچوب فکری‌اش پوزیتیویستی است. شما انشاء الله از این به بعد اگر برخورد داشتید دقت بکنید، چه با دانشجو، چه با استاد، وقتی وارد یک مباحثه اعتقادی می‌شوید علیرغم اینکه با یک مسلمان طرف هستید وقتی دارد شما را رد می‌کند، اگر دقت بکنید رگه‌های فکر پوزیتیویستی را پیدا می‌کنید!  یعنی عدم اعتقاد به ما بعد الطبیعه و ما بعد الموت، عدم اعتقاد به «غیب». کلمه قرآنی استفاده کنیم بهتر است، عدم اعتقاد به « غیب». حالا اینجا (در طول مقاله) به این مطلب خواهیم رسید، شهید آوینی مثال‌هایش را بهتر از ما آورده.

عموم انسانهایی که با رسانه‌های گروهی در سراسر جهان ارتباط دارند، به این بلیه دچار هستند. تحت تأثیر این فرهنگ واحدی که از طریق انتقال اطلاعات به خوردشان داده می‌شود. این روح خبیثی که به خورد ماها داده می‌شود روی این شبکه جهانی، ماها را مبتلا به این بلیه کرده. ولو مُقر نباشیم و حتی انکارش بکنیم… این کلمه «کفر آمیز» هم از آن کلماتی است که من خیلی دوستش دارم! چون وقتی شما معمولا با تیپ‌های روشنفکر بحث می‌کنید، دلشان نمی‌آید از این کلمه استفاده بکنند. انگار که فقط پیرمردها باید بگویند اینها کافرند، از آنها قابل پذیرفتن است و در واقع عجیب نیست. می‌گوئیم خب بیسواد است دیگر! سواد ندارد بفهمد که انسان غربی چه انسان متعالی و متکاملی است می‌گوید این کافر است و خب بیشتر از این نمی‌تواند توصیفی داشته باشد. انگار ما دلمان نمی‌آید بگوئیم اینها کافرند و این فکر، این مشی، این سلوک، کفرآمیز است. این مسئله تا جاهایی حتی پیش رفته که خنده‌آور است. من یاد هست که در ایام دبیرستان در کلاس دینی (بینش اسلامی) بحث حرمت شراب و قمار بود، یکی از بچه‌ها دستش را بلند کرد و گفت که آقا کدام حرام؟ یعنی چه؟ حرام اصلا معنا ندارد، شراب اگر حرام بود اروپایی‌ها نمی‌خوردند! خب این طفل معصوم اشتباهش کجاست؟ اشتباهش همینجاست! مبانی تمدن جدید در رسانه، در خانه، در مدرسه، در دانشگاه، در سیستم آموزشی تقدیس شده. کم کسی داریم که بتواند بگوید این مبانی «کفرآمیز» است. یعنی کسی باید «یقین» داشته باشد که بتواند بگوید اینها «کفرآمیز» است. عمده ما چون در مقام یقین نیستیم، دلمان نمی‌آید بگوئیم اینها کفرآمیز است.

این کلمه «کفرآمیز»… من خیلی خوشم می‌آید از این کلمه که از قلم شهید آوینی نوشته شده. ایشان یکجا نوشته: «من آبروی روشنفکری جمع نکرده‌ام» و بعدش یک حرفی زده. این خیلی ستودنی است. آبروی روشنفکری تان را بگذارید زیر پایتان! اگر می‌خواهید در ساختن جهان آینده، جهان اسلام، قرن آینده سهمی داشته باشید، برای فهمیدن حقایق، آبروی روشنفکری مان را باید بگذاریم زیر پایمان. له کنیم! یک شرطش این است که نپذیریم که هر کس هر چیزی را می‌گوید باید بتواند که بگوید. شهید آوینی آنجائی که می‌گوید من آبروی روشنفکری جمع نکرده‌ام پشت بندش می‌گوید چه کسی گفته حرف هر کسی برای خودش محترم است؟ این یکی از مبانی همبن عقل روز است که متأسفانه مورد تقدیس هم است. شما تا با یکی بحثتان می‌شود و می‌خواهید مجابش کنید بر می‌گردد به شما می‌گوید که آقا تو نمی‌توانی این حرف را بزنی برای اینکه نظر هر کسی برای خودش محترم است و شما هم این را می‌پذیرید. چه کسی گفته که اولا هر کسی حق اظهار نظر دارد؟ ثانیا هر کسی هر چیزی گفت برای خودش محترم است. نخیر محترم نیست! آنچیزی که محترم است، «حق» است. «و ماذا بعد الحق الا الضلال»؛ قرآن می‌گوید آنچیزی که بعد از حق باقی می‌ماند ضلال است، گمراهی است. ضلال احترام ندارد! «نظر هر کسی برای خودش محترم است» جزو مبانی فکری و در واقع اندیشه‌ای عقل روز یا احکام پوزیتیویسم یا مبانی کفرآمیز تمدن امروز است که تقدیس هم می‌شود متأسفانه، در میان مؤمنین، ما که کافر نیستیم! این حرفها بین ما پذیرفته شده…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Best casino live online reviews.