آوینی شناسی در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی | جلسه اول + فایل صوتی
۴ خرداد , ۱۳۹۴
آوینی شناسی در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی | جلسه چهارم +‌فایل صوتی
۴ خرداد , ۱۳۹۴
نمایش همه

آوینی شناسی در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی | بخش تکمیلی جلسه سوم

شهید آوینی در مقاله «رمان، سینما و تلویزیون» یکجا یک نیش تیزی به این قضیه وارد کرده‌. نوشته: «یکی از نکاتی که در کشورهای میزبان فیلم‌های سینمایی ما، چه درمیان اجنبی‌ها و چه در میان ایرانیان از وطن گریخته ایجاد شگفتی کرده این است که چرا سینمای بعد از انقلاب به طور مستقیم یا غیرمستقیم در خدمت عرضه‌ و تبلیغ پیام انقلاب قرار نگرفته است.» ببینید آش چقدر شور است که آنها صدایشان درآمده که شما چرا در فیلم‌هایتان انقلاب صادر نمی‌کنید؟! «اگرچه ما این خصوصیت را به وجود آزادی و عدم محدودیت‌های دست‌ و پاگیر سیاسی و اعتقادی تفسیر کرده‌ایم، اما بدون رودربایستی باید بر این حقیقت نیز اعتراف داشته باشیم که اصلاً از میان هنرمندان بنام سینما کسی معتقد به تفکر انقلابی ما نبوده است.» این درد شهید آوینی است و درد ماست که «اصلاً از میان هنرمندان بنام سینما کسی معتقد به تفکر انقلابی ما نبوده است» ایضا در تلویزیون…

 دریافت فایل صوتی از لینک مستقیم

(حجم: ۴.۸۲ مگابایت – مدت: ۱۰:۳۲ دقیقه)

این پست ادامه جلسه اول بررسی مقاله “تکنولوژی ارتباطات” سید شهیدان اهل قلم است که در ۲۶ تیرماه ۹۰ در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان آذربایجانشرقی برگزار شده است. بخاطر طولانی بودن این جلسه، متن و فایل صوتی به دو قسمت تقسیم شد که قسمت اول در این پست ارائه گردیده و قسمت دوم در این پست درج می‌شود. در پایان این جلسه، بحث و پرسش و پاسخی بین دوستان صورت گرفته است که از انعکاس آن صرفنظر کردم لذا این پست بصورت بسیار کوتاه ارائه می‌شود.

***

این از قطعات درخشان این مقاله است: «در اینکه تمدن اروپایی چگونه توانسته است بر همه تمدن‌های دیگر عالم غلبه یابد و بصورت یک فرهنگ غالب و مسلط، جهان را به یک دهکده واحد تبدیل کند سخن بسیار است اما هر چه هست این حرفی است که تقریبا وقوع یافته. اگر نمونه‌ای چون انقلاب اسلامی وجود پیدا نمی‌کرد جز در نزد معدودی اهل نظر، هیچ جای تردید در احکام کلی تمدن جدید نمی‌توان وجود داشته باشد.» یعنی تنها چیزی که وحی منزل بودن احکام تمدن جدید را به چالش کشیده وقوع انقلاب اسلامی است. اگر این وجود پیدا نمی‌کرد، احدی در دنیا هیچ حکمی از احکام و مبانی تمدن جدید را اصلا درش شک هم نمی‌کرد چه برسد به اینکه به چالش بکشد. غرب الان در برابر انقلاب اسلامی در مانده است. ما چون داخل در انقلاب اسلامی هستیم، این باورمان نمی‌شود. باید برویم از بیرون نگاه کنیم. در همین کنفرانس «مقابله با تهدید ایران» در دسامبر ۲۰۱۰ ، «یوری لوبرانی» آخرین سفیر اسرائیل در ایران که از سال ۵۱ تا ۵۷ سفیر اسرائیل در تهران بوده آمده در این کنفرانس سخنرانی می‌کند. می‌گوید: «من آمده‌ام به شما بگویم که مسئله جمهوری اسلامی اسرائیل نیست. بلکه جمهوری اسلامی در صحنه دنیا ایستاده که غرب را به تمامی به چالش بکشد. من آمده‌ام زنگ خطر را برای شما بصدا درآورم، بیدار باشید، نخوابید؛ جمهوری اسلامی با تمام غرب مواجه شده در دنیا. اینکه ما فکر می‌کنیم اسرائیل معضل جمهوری اسلامی است، نه این نیست.» این هم از شاخکهای حساس صهیونیست‌هاست! ۳۰ نفر در این کنفرانس صحبت کرده‌اند، همه‌شان هم علیه جمهوری اسلامی صحبت کرده‌اند اما هیچکدامشان اندازه این شخص، جمهوری اسلامی را نفهمیده‌اند، هیچکدام. این حرفی که او زده مصداق «الفضل ما شهد به الاعداء» است. این جزو فضیلت‌های انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است. غربی‌ها خودشان این را دریافته‌اند و در برابرش نمی‌توانند کاری انجام بدهند. چطور می‌شود که کسی از ایتالیا، از وسط اروپا – ادواردو آنیلی – پسر مرفه ترین خانواده ایتالیا و تنها وارث تمام ثروت مرفه ترین خانواده ایتالیایی بلند می‌شود و می‌آید در جماران دست امام (ره) را می‌بوسد؟ این چه اتفاقی است؟ این را چطور باید توجیه کرد؟ اینرا چه عاملی بلند می‌کند از رم می‌آورد جماران و مسلمان شیعه‌اش می‌کند و بخاطر مسلمان شیعه بودنش از تمام حقوق و ارث و میراث محرومش می‌کنند و شهیدش هم کردند آخرسر.

انقلاب اسلامی اگر وجود پیدا نمی‌کرد کسی تردید هم نمی‌کرد در احکام تمدن جدید. «تقریبا»اش همین است. تبدیل شدن جهان به یک دهکده جهانی تقریبا وقوع یافته، استثنائش همین انقلاب اسلامی است.. شاهدش را هم در فیلم انفجار اطلاعات دیدیم جلسه قبل. شهید آوینی می‌گوید این همان دهکده‌ای است که اینطور است و اینطور است… انسانهایی با سر گوسفند در آن بدنیا می‌آیند، دختران شش ساله را آموزش جنسی می‌دهند، مردم به انتظار گودو نشسته‌اند، ترمیناتور سی سال بعد می‌آید و خودش را نابود می‌کند و از این خزعبلات! می‌شمارد چند تا را و می‌گوید این همان دهکده است که این اتفاقات در آن افتاده و اما این همان دهکده هم هست که در آن بسیجیان در رمل‌های فکه گور می‌کندند و از خوف خدا شبها در آن می‌گریستند. می‌گوید این همان دهکده‌ای است که ماه در شبهای آن هم بر کازینوهای لاس وگاس تابیده… می‌دانید که لاس و گاس نقطه‌ای است در آمریکا که در آمریکا مشهور است به اینکه هیچ لذتی در آنجا ممنوع نیست. هیچ خط قرمزی برای لذت بردن در کازینوهای لاس و گاس وجود ندارد – العیاذ بالله. این همان دهکده‌ای است که ماه در شبهای آن هم بر کازینوهای لاس وگاس تابیده و هم بر «حسینیه دوکوهه». شهید آوینی می‌گوید دنیای عجیبی است نه؟ این دنیا را انقلاب اسلامی بهم ریخته و بهم خواهد ریخت. این استثنای تردید در مبانی و احکام تمدن جدید است. آنچیزی است که شبکه جهانی قدرت غلبه بر آنرا ندارد. چون آنچیزی که شبکه جهانی ارتباطات بر اساس آن اشاعه فرهنگ می‌کند، با آن مبانی که اسلام، حسینیه دوکوهه، امام خمینی (ره) و بسیج با آن اشاعه فرهنگ می‌کنند متفاوت است. آن مبنا بر جهل است و این بر فطرت، در مبانی متفاوتند. و بنابراین انقلاب اسلامی تنها «شک» یا تنها «استثناء» یا تنها «تقریبا» موجود در این میان است.

این بند هم بند قشنگی است از این مقاله: «محتوای ارتباطات در این دهکده جهانی اطلاعات است» کسی می‌تواند این کلمه «اطلاعات» را بگوید که معادل انگلیسی‌اش چیست؟ (از حضار: اینفورمیشن) بله دقیقا «اینفورمیشن» است. و این برای ما افت دارد، برای مسلمان متکی بر مبانی فکری وحیانی افت دارد که از طریق اینفورمیشنی که در شبکه جهانی ارتباطات اشاعه پیدا می‌کند تحت سیطره شریعت این شبکه در بیاید. درآمده البته! شهید آوینی جمله‌ای دارد که من اینرا جایی نخوانده‌ام، به نقل شنیده‌ام. گفته است که : «تهاجم فرهنگی هجمه خودش را انجام داد، خطها را شکست، تلفات را گرفت، اسرا را جمع کرد و با خودش برد!» اینرا خطاب به تلویزیون گفته ظاهرا. تلنگری است که به تلویزیون زده. که شما چه نشسته‌اید؟ دارید ساعات پخش برنامه‌هایتان را افزایش می‌دهید؟ برنامه کمدی اضافه کرده‌اید؟ موسیقی پاپ را بیشتر کرده‌اید؟ شما فکر کرده‌اید با چه چیزی طرفید؟ این یک انفعال است و از جهل شما نشأت می‌گیرد. از عدم اطلاع شما از باطن این عالم و مبانی عالم کنونی نشأت می‌گیرد. شما با یک تلویزیون چند شبکه‌ای درپیتی (!) با چه چیزی می‌خواهید مقابله بکنید؟ شما اول این جهل را باید بشکنید در ذهن مخاطب خودتان، اول باید عالمش بکنید نه اینکه برنامه طنز اضافه بکنید و به هر قیمتی بخواهید بخندانیدش. یا به هر قیمتی بخواهید انحراف ایجاد بکنید. اخیر دیدم دکتر عباسی در یکی از سخنرانی‌ها حمله کرده‌اند به این سریال طنز «ساختمان پزشکان». ایشان می‌گویند که مبانی روانشناختی این سریال فرویدی است و دارد افکار فروید را ترویج می‌کند. در تیتراژ ابتدایی یا انتهایی این سریال از چند تا متخصص روانشناسی بنام در کشور نام برده شده. مشخص است که این سریال دارد بهره می‌برد از دانش چند روانشناس. ماییم که نشسته‌ایم و آن شخصی که در صدا و سیما بودجه دارد، قدرت برنامه ریزی دارد، مدیر تصمیم گیر است، با فکر غیر اسلامی خود دارد برنامه ریزی می‌کند و برو دارد در آنجا، نفوذ دارد و خطر ایجاد می‌کند برای جامعه اسلامی. چرا من و شما باید نشسته باشیم؟ من و شما یعنی من و شمای نوعی. من و شما امثالمان در صدا و سیما هم هستند که نشسته‌اند و دست روی دست گذاشته‌اند و تکان نمی‌خورند.

شهید آوینی در مقاله «رمان، سینما و تلویزیون» یکجا یک نیش تیزی به این قضیه وارد کرده‌. نوشته: «یکی از نکاتی که در کشورهای میزبان فیلم‌های سینمایی ما، چه درمیان اجنبی‌ها و چه در میان ایرانیان از وطن گریخته ایجاد شگفتی کرده این است که چرا سینمای بعد از انقلاب به طور مستقیم یا غیرمستقیم در خدمت عرضه‌ و تبلیغ پیام انقلاب قرار نگرفته است.» ببینید آش چقدر شور است که آنها صدایشان درآمده که شما چرا در فیلم‌هایتان انقلاب صادر نمی‌کنید؟! «اگرچه ما این خصوصیت را به وجود آزادی و عدم محدودیت‌های دست‌ و پاگیر سیاسی و اعتقادی تفسیر کرده‌ایم، اما بدون رودربایستی باید بر این حقیقت نیز اعتراف داشته باشیم که اصلاً از میان هنرمندان بنام سینما کسی معتقد به تفکر انقلابی ما نبوده است.» این درد شهید آوینی است و درد ماست که «اصلاً از میان هنرمندان به نام سینما کسی معتقد به تفکر انقلابی ما نبوده است» ایضا در تلویزیون…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Best casino live online reviews.